غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
46
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اميد مدار * كز تيغ ستم كسى نيابد زنهار و چون ميرزا بابر بديدن پيكر فتح و ظفر سر افراز گشت شكر نعم آلهى بجاى آورده فتخ نامها به اطراف ممالك محروسه فرستاد و فرمان داد تا نعش برادر عالى گوهر او را بدار السلطنه هراة برده نزديك پدرش ميرزا بايسنقر دفن كردند و بعد از آنكه خاطر از مهم يك برادر جمع ساخت همان روز بفيصل كار برادر ديگر پرداخت و حكم فرمود كه جهانبين ميرزا علاء الدوله را به ميل آتشين از حليهء رويت عارى گردانند اما شخصى كه مباشر اين فعل شنيع بود بر آنجناب رحم كرده گفت كه آب در چشم آورد و ميل را بر وجهى در پلكهايش كشيد كه بمردمك ديدهاش آسيبى نرسيد هرچند مناسب مكارم اخلاق و محاسن آداب و كرم جبلى و مروت غريزى ميرزا ابو القاسم بابر آن بود كه جرايد جرايم برادران را برقم لا نثريب عليكم اليوم موشح گردانيدى و از ايشان عفو فرموده مضمون كلمهء العفو عند الاقتدار من علو الاقتدار بظهور رسانيدى اما چون سررشته اختيار در قبضهء قدرت كارفرماى قدر است و وقوع خير و شر بمحض تقدير مالك الملك اكبر پرتو توفيق ازلى بر جمال روزگارش نتافت و امثال آن افعال ناپسند از آن پادشاه خردمند صدور يافت و ذلك تقدير العزيز العليم . گفتار در بيان رفتن ميرزا ابو القاسم بابر بدار الملك شيراز و مراجعت فرمودن بر مشيت مهيمن كارساز چون بمساعدت دولت و اقبال ميرزا بابر از جانب برادران فراغبال حاصل كرد روى توجه بممالك فارس و عراق آورد و بنابر آنكه بسبب عبور سپاه ميرزا محمد نقصان تمام بغلات مملكت رى راه يافته بود رايات نصرت آيات از راه ترشيز بصوب يزد توجه فرمود و بعد از نزول در حدود آنولايت از امراء ميرزا سلطان محمد امير نظام الدين احمد و امير غياث الدين سلطان حسين ابناء امير فيروز شاه بسعادت زمينبوس استسعاد يافتند و بامارت ديوان اعلى متعين گشتند و همچنين خواجه پير احمد خوافى بدرگاه عالمپناه رسيد و منظور نظر شفقت گرديد و موكب ظفرقرين از دار العبادهء يزد مفتخر و سرافراز به شهر شهرهء شيراز خراميده پادشاه دوستنواز نواى چنك و عيش و عشرت ساز داد و با جوانان ساده عذار و مهپيكران ناهيد رخسار تجرع باده خوشگوار اختيار كرده چند روز قدم از بزم انبساط ببارگاه سلطنت ننهاد در آن اثنا خبر استيلاء سپاه تركمان بر بلدهء ساوه اشتهار يافت و ميرزا بابر بساط بزم درنورديده عنان عزيمت بصوب معركهء رزم تافت كيفيت اينواقعه چنان بود كه بعد از فتح چناران ميرزا بابر هريك از ولايات فارس و عراق را نامزد يكى از اركان دولت فرمود از آن جمله حكومت ساوه را بامير شيخ على بهادر و ايالت قم را بامير درويش على تفويض نمود و ايشان از راه رى ببلاد مذكوره خراميدند و از رعايا مطالبات كرده متوطنان آن ولايات را در مصادره و